گرفت‌. جنگ صليبي بر ضد آلبيگاييان تا حدود كمي جنگ بر ضد يهوديان جنوب فرانسه هم‌ بود. شورايي كه در 1246، در بزيه‌، تشكيل شد آنان را از اشتغال به كار پزشكي در ميان مسيحيان‌ محروم كرد. علي‌ٰرغم اين تحريم‌، آلفونسو امير پواتو1 ابراهيم را به معالجه‌ٴ خويش واداشت‌.
12. يهوديان مصري‌. در مطلب مربوط به طب مسلمانان شرقي اشاره كردم كه اغلب اين‌ پزشكان شرقي در شام و مصر برآمدند كه در آن هنگام‌، قلمرو واحدي در زير سلطه‌ٴ ايوبيان بود. البته ممكن بود اغلب آنان به مصر بروند و كم و بيش مدتي را در آن‌جا بگذرانند، با اين حال‌ شام‌، به ويژه دمشق‌، مهم‌ترين نقطه‌ٴ جذب آنان بود. حتي يك مصري از قبيل ابن قفطي هم‌ سرانجام‌، مجبور شد در شام اقامت كند. ممكن است دليلش اين باشد كه طب مصري بيشتر تحت سلطه‌ٴ پزشكان يهودي بود كه سنت پرافتخار ابن ميمون را دنبال مي‌كردند. در كتاب مربوط به نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، دست كم از شش پزشك يهودي مصر سخن گفتم‌. از سوي ديگر، از هيچ پزشك يهودي مقيم دمشق سخني نمي‌شنويم‌. بدين ترتيب‌، به نظر مي‌رسد كه تدريجاً يك‌ جدايي عمدي يا غيرعمدي صورت گرفته‌، يعني يهوديان به صورت استادان پزشكي در قاهره‌ مانده‌اند، و مسلمانان و تعدادي از سامريان به دمشق روي آورده‌اند.
با اين همه‌، پزشكان يهودي نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، در مقايسه با عصر پيشين‌، گروه خيلي‌ كم‌اهميت‌تري را تشكيل مي‌دهند. اول اين كه ابن ميمون در 1204 درگذشت‌، و كسي براي‌ جانشيني او نبود. دامادش ابوالمعالي احتمالاً تا مدتي بعد زنده بود، ولي تا جايي كه به يهود مربوط مي‌شود بايد گفت او هم مرده بود ــ چون فرزندانش مسلمان شدند. با اين همه‌، احتمالاً يكي از اينان به نام يوسف بن عبداللّه بود كه در 1204، فصل آخر فصول في‌الطب ابن ميمون را تحرير كرد.
تنها دو تن بدين عصر تعلق دارند: اسعد مَحَلّي و داود بن سليمان كه دومي قرائي بود. هر دو پزشكان ممتازي بودند كه ابن اُصيبِعه سخت تحسينشان كرده است‌. اسعد آثار طبي متعددي‌ نوشت‌، از جمله‌ٴ آنها مجموعه‌اي در سوٴالات طبي بوده كه آن را به همكار سامري‌اش‌، صدقة بن‌ منجع‌، تقديم كرده است‌. داود بن سليمان قرائي موٴلف قرابادين بزرگي به نام الدستور المارستاني‌ بود، و شرحي بر علل و علامات جالينوس نوشت‌.
گرچه نگفته معلوم است اما فراموش كرديم بگوييم كه همه‌ٴ اين آثار به عربي نوشته شد.
13. سامريان‌. جماعت كوچك سامري مقيم دمشق دو پزشك تربيت كرد به نام‌هاي صدقة بن‌ منجع و ابوالحسن بن غزال‌. هر دو به عربي نوشتند، چون تا آن زمان سامريان زبان خود را كه‌ نوعي آرامي بود تقريباً فراموش كرده بودند و از آن فقط براي منظورهاي ديني استفاده مي‌كردند.


Poitou .1